الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
70
الغدير ( فارسي )
- 14 - ( احتجاج اصبغ بن نباته بحديث غدير در مجلس معاويه ) ( در سال 37 ) امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه در ايّام جنگ صفّين نامه اى بمعاوية بن ابى سفيان نوشت و بدست اصبغ بن نباته داد كه به او برساند ، ( شرح حال او در جلد 1 صفحه 114 مذكور است ) نامبرده گويد بر معاويه داخل شدم در حالى كه بر قطعه چرمى نشسته بود و بر دو بالشت سبزى تكيه داده بود ، در طرف راست او عمرو بن عاص ، و حوشب ، و ذو الكلاع ( 1 ) و در طرف چپ او برادرش عتبة ابن ابى سفيان ( متوفّاى سال 43 / 4 ) و عبد اللَّه بن عامر بن كريز ( متوفّاى سال 57 / 8 ) و وليد ( فاسق بنص قرآن ) بن عقبة ، و عبد الرحمن بن خالد ( متوفّاى سال 47 ) و شرحبيل بن سمط ( متوفّاى سال 40 / 1 ) و در برابرش ، ابو هريره و ابو الدرداء ( 2 ) و نعمان بن بشير ( متوفّاى سال 65 ) و ابو امامهء باهلى ( متوفّاى سال 81 ) قرار داشتند ، پس از آنكه معاويه نامه آن جناب را قرائت كرد ، گفت : همانا على كشندگان عثمان را بما تسليم نمىكند ، اصبغ گويد : به او گفتم اى معاويه خون عثمان را بهانه مگير ، تو جوياى پادشاهى و سلطنت هستى ، و اگر در زمان زندگى عثمان ميخواستى او را يارى كنى ميكردى ، ولى در كمين فرصت و در انتظار كشته شدن او بودى تا اين امر را دستاويز رسيدن به مقصود ( پادشاهى ) قرار دهى ، اصبغ گويد : معاويه از سخنان من در خشم شد و من خواستم خشم او بيشتر شود ، لذا رو به ابى هريره كردم و به او گفتم اى يار رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله من تو را سوگند مىدهم به آن خداوندى كه معبودى جز او نيست و داناى آشكار و نهان است و به حق حبيش مصطفى
--> ( 1 ) حوشب حميرى و ذو الكلاع در جنگ صفين با معاويه بودند و در همان جنگ كشته شدند . ( 2 ) عويمر انصارى است ، ابن عبد البر در « استيعاب » در مورد ذكر كنيهها گويد : أهل اخبار گفته است كه نامبرده بعد از صفين در گذشته